از این پس فایل هایی که به صورت رایگان در سایت منتشر خواهد شد فقط اعضای سایت می توانند لینک دانلود را مشاهد نمایند.
» » » موقیعت جغرافیای تاریخی بیجار گروس

گالری عکس

برترین مطالب

امکانات در دست اقدام

    File engine/modules/iprogress/iprogress.php not found.

ویدیو کلیپ

تاریخ و ساعت انتشار : 18 مهر 1397, 14:30 تعداد نظرات: 0 بازدید از مطلب:65
  • امتیاز منفی
  • 0
  • امتیاز مثبت

توصیف و شرح حال ملل و سرزمیم آنان در دوره های تاریخی ، مطالعه کانون های تمئن شیوه زندگی ،معیشت و فرهنگ مردمان در ارتباط با محیط زیست و به طور کلی کنجکاوی و پرداختن به مکان در گذر زمان موضوعوی است که در جغرافیای تاریخی سرزمین ها،مورد برسی قرار می گیرد.
سرمین کهن ایران همواره مهد پرورش تمدن های بسیاری بوده است و گروس در تارخ پرفراز و نشیب خود حوادث تلخ و شیرین زیادی را پشت سر نهاده و علاوه بر ویژگی های منحصر به فرد و زیبای طبیعت، گنجینه ای بوده است از فرهنگ،هنر، آداب و سنن پر فروغی که سینه بیه سینه به یادگار از نسلی به نسلی منتقل شده تا به زمان حاضر رسیده است.بی گمان امروز و اینجا پایان تاریخ نیست و گروس یا سرزمسن پر گهر و مردمان مهر پرورش پا به پای تاریخ ادامه خواهد داشت و این بیجار و بیجاری است که پب از دیگران باید خود و سرزمین خویش را بشناسد و در را توسعه و آبادنی آن بکوشد.
سرزمین فعلی کردستان بخشی از سرزمینی است پیش از ورود آریایی های صحرا نشین و خانه بدوش، دارای فرهنگی عالی و دولتی متکامل بود و بعد از ورود اولین قوم آرایاییها تحت حکومت ماد اداره می شد. در آن دوران این سرزمین به کشورهای بسیاری که خود خویشتن را اداره می کرده و مستقل بودند، تقسیم شده بود. سرزمین ما در روزگاران پیش از اسلام «سرزمین کوهستان» یا «اسپروژ» نام داشته که این سرزمین کوهستان به نام «دیار» هم معروف بوده است. ابن خردادبه می نویسد: دیار یا سرزمین کوهستان بخشی از سرزمین کوهستانیا دیار اسپروژ، بر اساس کتیبه ها و آثار بر جای مانده قدمت چندین هزار ساله داشته و کانون مستعدی برای زیست و پرورش تمدن بوده است.
قلعه ی قمچقای یکی از کهن ترین گهواره های تمدن ایران با بیش از شش هزار سال قدمت، نمونه ی بارزی از آن دیار است. براساس مطعالعات باستان شناسی، خاور دیار بخشی از سرزمین های کوهستان بوده که با موقعیت بیجار تا همدان مطابقت داشته و آثار ثبت شده در دوره های مربوط به روستاهای دارغیاث، دولتیار،قزل آغاج،و بابارشانی موید وجود کانون های زیست در آنها تا هزاره ی دوم پیش از میلاد است. نام کوهستان دیار اسپروز تا حدود قرن سوم هجری به کار می رفته  و از آن به بعد بر گردان عربی واژه ی کوهستان به نام جبال در متون جغرافی نویسان اسلامی وارد می شود و جبال اسپروژ یا جبال زاگروس از آن پس برده می شود.
در سده های نخستین هجری قسمت عمده ای از این سرزمین کوهستان را کوره یا ولایت دینور و بخش دیگر آن را در ناحیه شمال شرقی، کوره یا ولایت سی سر که م.قعیت فعلی بیجار مطابقت دارد، تشکیل می داده است.بلازدی این فقیه همدانی،این خردادبه و مینورسکی«سی سر» را ولایتی میان زنجان،شیز «تخت سلیمان»،دینور و همدان معرفی می کنند. آنان «سی سر» را در شمال شرقی دینور در مرز همدان و آذربایجان، سرزمین مرتعی ن=توصیف می کنند که کردها و اقوام دیگر، از این سرزمین به عنوان چراگاه برای چارپایان و رمه های خود استفاده می کردند. در قرون اولیه ی هجری ، به دلیل تهدیدهایی که از ناحیه مخالفان خلافت عباسی متوجه گله های متعلق به حکومت می شد به دستور خلیفه، سلیمان بن قیراط «شهر دژی» را در محلی با موقعیت بیجار بنا می نهد و آن را به دلیل قرار گرفتن در جایی گود که گرداگردش سی کوه و تپت بلند قرار داشت و دارای چشمه های فراوان بود « سی سر صد چشمه» یا « سی سر صد کانی» نام می نهند و با افزودن بخش روستای مای یهرج ( پاس و صیانت ولایت ) از دینور، بخش جوزمه ازه کوره برزه ( صائین قلعه فعلی) از آذربایجان و روستا خانجیر که ابن خردادبه آن را از شهرهای آذربایجان می شمارد به آن، سی سر به صورت کوره یا استانی بزرگ پدید می آید و صاحب عامل و کارگزاری مستقل می گردد.
به دین ترتیب در قرن های سوم و چهارم هجری پس از تاسیس ولایت سی سر، کوره یا استان دینور هم کوچکتر شده و از شمال شرق به آنمحدود می شود ابن حوقل در صوره الارض، در قرن چهارم هجری ناحیه کوهستان «اسپروژ» را بخشی از آن بنام ماه دینور و بخشی دیگر سی سر است به عنوان قلمرو زیست زمستانه و تابستانه اکراد یا چادر نشینان شبان توصیف می کند. همچنین ابن فقیه همدانی در ترجمه البلدان می نویسد: به عنوان مثال «سی سر» و اطراف آن تا «قرن 6 هجری » همیشه چراگاه مواشی کردان و دیگر کسان بوده است و از دیر باز به وسیله ایلات و طوایف کوچ نشین، اشغال شده و دولت ها و حکومت های مرکزی با دادن چراگاه و مرتع موجب استقرار طوایف چادرنشین در این سرزمین شده اند. « با اندکی تامل اطلاق نام الجار به معنای جای سر سبز و محل جمع آوری ایلات کرد که این نام بعدها به مرور زمان به بیجار را قوت بخشیده و حیح تر باشد. تا داستان سفر ناصرالدین شاه و ...»
در تقسیمات دوران سلجوقیان و در روزگار سلطان طغرل بیک محمد سلجوقی تمامی ناحیه جیال یا «کوهستان» از جمله سی سر، دینور و دیگر بلاد غرب ایران به عراق حجم نامگذاری می شود و در منابع قرن ششم هجری و به بعد دیگر نامی از سی سر دیده نمی شود. در حدود 590 هجری این مناطق توسط خوارزمشاهیان از سلطه سلاجقه خارج شده و از به بعد ولایت اکراد به جای دینور و سی سر در تاریخ دیده می شود. در این دوران با حکومت "سلیمان شاه" پسر پرچم از قبیله ی ترکمان ایوه ای و انتخاب قلعه ی بهار در نزدیکی همدان به پایتخت ولایت اکراد. منطقه ی گروس هم به موجب نزدیکی و ارتباط تنگاتنگ با مرکز،مورد توجه حکومت آن زمان قرار می گیرد.سلیمان شاه در تاریخ 658 هجری هنگام فتح بغداد در حالیکه عمارت ولایت اکراد را داشت به دست هولاکوخان، خان مغول کشته می شود.
 
در آغاز ورود مفول به منطقه گروس، مردم این دیار ماندد دیگر اقوام ایرانی مصائب و کشتار فراوانی را متحمل شده و ویرانیهای زیادی را می پذیرند. از دوران ولایت گروس جدای از کردستان و در شرق به واسطه احداث سلاطانیه زنجان و رونق و تجارت میان مراکز شهری آن روزگار از جمله سلطانیه بغداد بر رونق بیجار افزوده می شود. در دوران صفویه این ولایت که در حوزه حکمرانی عراق عجم قرار داشت، به خاطر گندم زارهای وسیع و ساقه های بلند آن به نام زرین کمر و همجنین به دلیل اسقرار ایل گروس، از گذشته دوز در آن ، زرین کمر گروس خوانده می شد. در این دوره حاکمان زرین کمرو گروس که حومت محلی آن ، از زمان نادرشاه در دست سران ایل گروس، کبودوند و سیاه منصور قرار داشته است، از قدرت زیادی برخوردار بودند.
بدلیسی در شرف نامه در مورد قدرت حکام محلی گروس می نویسد: قدرت کردهای سیاه منصور در روزگار صفوی به حدی بود که شاه طهماسب اول در سال 961 ه.ق علاوه بر تفویض مقام امیرالامرایی به خلیل بیک رئیس ایل سیاه منصور، حکومت الکاهاری ابهر،زنجان،سلطانیه،زرین کمر و چند ناحیه میان آذربایجان و عراق و همچنین علاوه بر طایفه ی سیاه منصور، بیست و چهار فرقه از اکراد ایران را به او هدیه می کند و مقر و مرکز او را به فرماندهی سه هزار از سواران کرد در ناحیه میان تبریز و قزوین تعیین کرده، محافظت راه ها و امنیت آن نواحی را به او می سپارد. « از دیگر وقایع مهم دوران صفوی در این منطقه ترویج مذهب شیعه است که تا اوایل هشتم هجری بر مذهب امام ابوحنیفه (مذهب حنفی) بوده اند. پذیرش مذهب شیعه در این دوران به دلیل قرار گرفتن مردم این دیار در اتحادیه ی قزلباش و شاهسون بوده است.» همچنین در دوران صفویه شهر بیجار به دلیل مرکزیت مبادله ی قالی و فراورده های لبنی این قسمت از ایران مورد توجه قرار کرفته حاکمان محلی آن به اشاره صفویه به ایجاد و احداث عمارت و انبیه های جدید مانند بازار،چهار باغ،کاروانسرا، و مسجد اقدام می نمایند.
آن دوران که اوج شهرسازی و بنای عمارت و انبیه های تاریخ ایران می باشد، بیجار نیز به مانند شهرهای هم شان خود از این ساختو ساز بی بهره نبوده است. توصیف سفرنویسان و تاریخ نگاران از بناهای زیبا و منحصر به فرد آن گویای عظمت این شهر در آن روزگار بوده است که در اینجا به توصیف چهار باغ بیجار در مرات البلدان می پردازیم." یاغی است در سمت جنوب قصبه ی بیجار واقع و به واسطه ی خیابان های طویل و عریض منقسم به چهار قسمت شده و به همین جهت موسوم باه این اسم شده است. در این باغ درخت های تبریزی قوی هیکل سر به هوا  کشیده و با وجود عظمت و قطر ، طوری با هم مترادف و در یک خط مستقیم واقع است که گویی دیواری راست و مرتفع می باشد. در این باغ اقسام میوه های خوب به عمل می آید. خاصه سیب گلابی آن امتیاز را دارد، در وسط باغ عمارتی عالی بنا کرده اند در جلو یکی از ایوان ها که به اصلاح اهل بلد تالار ایوان نامیده می شود، در طرف شرق، حوضی از مرمر ساخته شده که به آن امتیاز،حوض کمتر دیده می شود. حوض مزبور از مرمر زرد منقوش است. در چهار گوش حوض چهار مجسمه اژدر از مرمر ساخته شده که از دهن آنها آب جاری می شود. به علاوه روی اضلاع حوض و پیچ و خم اژدرها فواره های کوچک از مرمر ساخته شده که از همه ی آنها آب جستن کرده و به حوض می ریزد.
پاشوبه ی حوض نیز از مرمر منبت است. الحق حجاری و منبت کاری این حوض طوری ممتاز است که ناظرین و بینندگان را واله می نماید. چهار ایوان (تالار ایوان) بزرگ داردکه طول دهنه ی هر یک چهارده ذرع و نیم است و هر ایوان به واسطه ی دو ستون مرتفع که از چوب منبت با سر ستونهای چوبی منبت ترتیب یافته ، افراشته شده است. در وسط عمارت بالاخانه ساخته شده که مشرف به تالارها است و ارسی های کار قدیم ممتاز و شیشه یرهای ریز بسار اعلی دارد که محل نظر است و ارسی ها را که بالا کنند تالارها منظر بالاخانه میشود. این عمارت و باغ را مرحوم لطفعلی خان گروسی جد ششمیجناب حسنعلی خان (امیر نظام گروسی) وزیر فوایدکه در اواخر سلطنت شاه سلیمان و در تمام مدت پادشاه سلطان حسین صفوی حومت گروس را داشته است، در سنه هزار و صد و چهارده هجری بنا کرده است و چون در امتداد زمان و انقلایاب رو به خرابی نهاده بود. مرحوم نایب السلطنه عباس میرزا، هنگام عبور از گروس و اقامت دو روزه در بیجار و حوالی آن به محمد صادق خان مرحوم والد جناب حسنعلی خان (امیرنظام) که آن زمان حاکم آنجا بوده امر به تعمیر آن فرمودند و مبلغی هم برای مصارف و مخارج تعمیر آن به محمد صادق خان دادند و مرحوم مشارلیه با کمال سلیقه در مرمت و توسعه ی عمارت و باغ مزبور کوشیده، ازاره های تالار را مرمر کرده و استاد محمد رضا حجار مشهور اصفهانی آنها را حجاری و منبت نموده و کتیبه ای هم که اشعار بسیار خوب دارد به خط میرزا رضای خوشنویس معروف در مرمری های ازاره ها ترمیم یافته که شعر آخری آن که ماده ی تاریخ تعمیر آنجاست و مطابق یا سنه های هزار و دویست و چهل و چهار می باشد این است: «کلک هجران بهر تاریخش بزر جامی و گفت دایما شاداب باد از مقدمت این لاله زار»
در زمان حکومت زندیان نیز که این قوم خود اصالتا کرد و طایفه ای بسیاری از آنان در گروس ساکن بود، بیجار و نواحی آن مورد توجه حاکمان بوده است. در بدایع اللغه فرهنگ کردی- فارسی که به کوشش رئوف توکلی به چاپ رسیده ، کردان زندیه را طایفه ای خیلی شجاع و دلیر توصیف نموده که در میان سایر طوایف به شجاعت مشهورند. گفته شده کریم خان که سلطنت ایران را داشته، از این طوایف بود. انصافا مردان نامی در میان داشتند، بعد از فوت کریم خان پریشان شده و هر یک در ولایتی اقتاده اند. در گروس و اسفند آباد گروس بسیاری از آنان سکونت دارند، زبان و لغت آنها خالی از فصاحت نیست. مناسبت تامی و زبان گورانی دارند و مذهب آنان غالبا اثتی عشری است.
در دوران حکومت قاجار نیز به مانند دوران زندیه و افشاریه، گروس ولایات مهم و پر رونق ایران بوده « در این زمان ولایت گروس محالی جداگانه از کردستان محسوب شده و شامل بلوک به مرکزیت بیجار بوده است.» در آن دوران به مانند دوره های قبل، حکومت این ولایت به دست سران ایل و طایفه ی گروس و سیاه منصور بوده است. حسنعلی خان امیر نظام از مردان سیاست و کیاست ایران از جمله سران گروس بوده که در دوره 1309-1314 و 1314-1316 هجری حکومت کردستان و گروس را عهده دار بوده است. مستوفی میرزا محمدحسین ، فرهنگ ایران زمین جلد 20 می نویسد: فرقه ی دوم از ایالات ایران که قدیم اند. فرقه ی دوم گروس ، کلهری و مکری اند، بود و باش آنها از نواحی همدان تا به سر حد مراغه که زمین آذربایجان است، می باشد. طایفه ی بسیار شامل ایشان هستند،لیکن سردار یکی از مکری چنانچه خسرو خان نام اوست و دیگری از گروس که محمد حسین خان نام اوست و به قدر هفت لک خانه دارد، این را عهده شاه شهید (آقا محمد خان قاجار) تخمین نموده اند. همان ماخد می نویسد: در روزگار فتحعلی شاه قاجار ایلات مکری و گروس ، تعداد پنج هزار سوار و دو هزار پیاده به عنوان سپاهیان ایلاتی بدون جیره و مواجب دولتی و حقوقی ، به دولت می دادند.
در سال های نخستین دوران پهلوی از 1310 شمسی، نظامیان وایسته به دربار حکومت ولایات ایران از جمله کردستان و گروس را به دشت می گیرند. در اولین تصمیم در مورد تقسیمات جدید کشوری که ایران به موجب تصویب نامه شماره 12755 مورخ 1316/09/09 به شش استان و پنجاه و شش شهرستان تقسیم می شود، گروس یکی از 56 شهرستان تقسیم می شود. گروس یکی از 56 شهرستان ایران بوده که در استان غرب جای می گیرد و به موجب قانون اصلاحی در تاریخ 10/9 همان سال یعنی حدودا یک ماه بعد، بیجار در زمره شهرستان های پنج گانه استان چهارم و دیگر شهرستان های فعلی کردستان در استان پنجم قرار می گیرند.
بر اساس تصویب نامه ی شماره 19586 مورخ 1324/10/23 هیات دولت، که همزمان با اشغال کردستان و گروس به وسیله قوای متفقین بوده، بیجار از استان چهارم جدا و امور آن مستقیماً زیر نظر وزارت کشور انجام می گیرد و به موجب تصویب نامه ی شماره ی 344/275 مورخ 1325/01/31 هیات وزیران، شهرستان بیجار به استان پنجم می پیوندد. سرانجام بیجار در سال 1337 شمسی از استان پنجم جدا شده  و یا تبدیل بخش های قروه و سقز به شهرستان، همراه فرمانداری کل کردستان که یک سال قبل به وجود آمده بود، استان کردستان تشکیل می گردد. از آن زمان تا کنون بیجار همواره در تقسیمات سیاسی کشوری جزئی از استان کردستان بوده است.
بالاخره در عصر ما شهرستان بیجار با 5805 کیلومتر مربع وسعت در شمال شرقی استان کردستان واقه شده است. در این شهرستان از شمال تکاب و قسمتی از زنجان، از جنوب به همدان و قروه از غرب به دیواندره و از شرق به زنجان محدود می شود. شهر بیجار در مرکز این شهرستان با ارتفاع 1920متر از سطح دریا لقب بام ایران به خود گرفته است. طبق آخرین تقسینات کشوری  این شهرستان دارای سه نقطه شهری ( بیجار، حسن آباد یاسوکند و بابارشانی) سه بخش (مرکزی،چنگ الماس و کرانی) و یازده دهستان (بابارشانی، پیرتاج،حومه،خسروآباد،خورخوره،سیلتان،طغامین،کرانی،گرگین و نجف آباد) و 255 روستای دارای سکنه و 59 روستای خالی از سکنه است.
 
نویسنده: علی لکی زاده مدرس دانشگاه
لینک کوتاه: http://bijaronline.com/?newsid=303

برچسب ها بیجار کردستان دینور عمارت سرزمینی به نام بیجار ولایت بیجار شهرستان بیجار بیجار کجاست موفعیت بیجار بیجار کوهستانی بیجار گروس بیجار ۀنلاین بیجار آنلاین بیجار بام ایران عمارت بیجار جاده همدان بیجار

نظرات کاربران

ارسال نظر

 بیجار آنلاین
لطفا جهت تسهیل ارتباط خود با بیجار آن لاین، در هنگام ارسال پیام این نکات را در نظر داشته باشید:
1.ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.
2.از تایپ جملات فارسی با حروف انگلیسی خودداری کنید.
3.از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری کنید.
4دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
نام شما :* ایمیل :*

کد امنیتی :* عکس خوانده نمی شود

پنل کاربری

کد رهگیری درخواست ها

در دست ساخت

مجله اینترنتی(به زودی)


کد رهگیری درخواست ها

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به مجله اینترنتی بیجار آنلاین می باشد , و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.