» » » ضرب المثل های عامیانه شهرستان بیجار، بیجار گروس ( نوع دوم ) قسمت اول

گالری عکس

برترین مطالب

ویدیو کلیپ

آخرین نظرات

  • 2017-10-19 21:06:56

    محمد

    سلام این روستا ترک ندارد موفق باشید
  • عموی گرامی..... یاد و ذکر شما همیشه در منزل ما هست .من به داشتن شهیدبزرگواری با نام شما افتخار میکنم و امیدوارم روزی همانند شما رستگار شوم...???

پیوندهای سایت

تبادل لینک با سایت بیجار آن لاین

بازدید از سایت

نویسنده: m-alikhani
تاریخ انتشار: 21 اردیبهشت 1396, 15:22 بازدید از مطلب:526 تعداد نظرات:0
  • امتیاز منفی
  • 0
  • امتیاز مثبت

ضرب المثل های عامیانه شهرستان بیجار، بیجار گروس ( نوع دوم ) قسمت اول

ضرب المثل های عامیانه شهرستان بیجار، بیجار گروس ( نوع دوم ) قسمت اول
ضرب المثل عبارتی که در بردازنده نکته یا لطیفه یا پندی باشد و در میان مردم رایج و متداول باشد، ضرب المثل ها معنایی وسیع تر از معنای ظاهری خود دارند. به همین دلیل مردم برای آنکه مقصود خود را به کوتاهترین صورتی بیان کنند که از آنها مدد می گیرند

ضرب المثل های شهرستان بیجار،بیجار گروس سه نوعند:

1- ضرب المثل هایی که زبان فارسی وارد گویش بیجاری شده و یا همان ترکیب و اصطلاح تلقظ و بیان می شوند.

2- ضرب المثل هایی که زبان فارسی وارد لهجه بیجاری شده و یا همان لهجه ی کردی منطقه تلفظ می گردد.

3- ضرب المثل های اصیل بیجاری که برخی از آنها از واژه هایی به وجود آمده که به فارسی ترجمه نمی شوند یا ترجمه ی آنها نامأنوس است.

ضرب المثل های بیجاری نوع دوم ( قسم اول )
* کر پیر، اوسار نو = خر پیر، افسار نو .
* قشقره ، محض رضای خووا پشت کر نی خورنی = زاغ محض رضای خدا پش خر را نمی خاراند .
* یارو له آوایی ریه وی نی گن ، احول مال کی خووا پرسی = یارو تو ده راه نمی دادن، شراغ خانه کدخدا را می گرفت .
* گه نم آری، جویه آری، گیه له ترن تو نیش آری = گندم آری، جو آری، ارزن بی ارزش تو هم آری!
* مردم برق گه ری گی، ایمه چراغ موشی = مردم برق می گیرد، ما را چراغ نفتی.
* مردم سگ وی گه فی ، ایمه چقال = مردم سگ بهش پارس میکنه ، ما رو شغال.
* گمال ،تیربو، کوله دنی گه ژیر سری = سگ نر سیر باشد کوله را زیر سر میگذارد.
* کیه که نه رسگ سقانگ که نه ورو شتر = کاه جلو سگ می ریزن ، استخوان را جلو شتر.
* سوار تا له سواری نه که فی خوار، سوار نیو = سوارکار تا از سواری به زمین نخورد، سوارکار ماهری نمی شود.
* تا خان به رازی، لشکر ترازی = تا خان خودش را جمع و جور کند ، لشکر پراکنده می شود.
* تازه بیایه و بازار، کوهنه له چو که فی = تازه که به بازار آید ، کهنه از چشم می افتد.
* ته نویر تا تاوه، نان دی گو = تنور تا داغ است نان پس می دهد.
* توبه گری مرگه = توبه گرگ مرگ است.
* فلانی کنجی و چکش، نی چی گه قنگ یو = کنجد با چکش به کونش نمی رود.
* اوی شن خرس خاکی هر چه له دویم بریاگه بوی شن، کم نیه = می گویند خرس تخم می گذارد، هر چه از آن دم بریده گویند کم نیست.
* ما خوشی و پوی نگه نیای ، پوی نگه له در کنای سوزو دوو = ما از پونه خوشش نمی آید ، پونه در لانه مار سبز می شود.
* قلا و قلا اوی شی رویدسیه = کلاغ به کلاغ میگه روت سیاه
* مر خوواست خای قاز بکی ، مشت نیمی چو درچی = مرغ خواست تخم غاز بگذارد ، یک وجب و نیم چشمش بیرون آمد.
* وه کر شاه وتن یابو = به خر شاه گفتند یابو.
* که له شیر نو ، روژو نه یو = خروس نباشد آفتاب نمی کند.
*  ارای کسی بمر ، که ارات تب بکی = برای کسی بمیر ، که برایت تب کند.
* فلانی درقت کر نیای ، پالانی موتی زمین = فلانی زورش به خر نمی رسد ، پالانش را به زمین می کوید.
* لوره کس نو، شای کسان خوه مم = جایی که کس نباشد ، شاه کسان خودم هستم.
* سید سری بی له کٌچک، اوی شی خووا برکت بی = سید سرش به سنگ بخورد، می گوید خدا برکت بدهد.
* فلانی له آسیاو خه فی له ریه رسی = فلانی در آسیاب می خوابد، در راه می دود.
* قوم اگر گوشت قوم به خوه ی، سقانگ یکدری نیش که نن = فامیل اگر گوشت همدیگر را بخورند، استخوان همدیگر رو نمی شکنند.
* کولگ نی شی ارای کٌچک دی یه ری = کلوخ می نشیند برای سنگ گریه می کند.
* چه نو شانسی نی رم ناو مال به مالم، چته خاصی بوین مو = چنین شانسی ندارم خانه جارو بزنم چیز خوبی پیدا کنم.
* سگ له سایه دیوار خفی، اوی شی سایه دوی مم = سگ در سایه دیوار می خواید، می گوید سایه دمم است.
* بزن گر له سر چشمه آو خوه ی = بز گر از سرچشمه آب می خورد.
* گرگ بکشی نو ،و راوره، آوایی دوری = گرگ اگر کشنده نداشته باشد ، از رو به روی آبادی می گذرد.
* کری که له ناو خرگ به می نی، توای صاحب خوه ی درکی گی = خری که تو گل بماند، باید صاحبش آن را بیرون بیاورد.
* خجالتی خانم له بی چاگری یه = خجالتی خانم از بی چادری است.
* اسب پیش کشی کسی ته مه شای دیانانی نی کی = اسپ پیش کشی کسی دندانش را نمی شمارد.
برچسب ها المثل, فلانی, بیجاری, فارسی, شانسی, سوارکار, خجالتی, همدیگر, سواری, سقانگ, آوایی, گویند, استخوان, دیوار, ترجمه, نباشد, باشد،, معنایی, متداول, لطیفه

نظرات کاربران

ارسال نظر

 بیجار آنلاین
لطفا جهت تسهیل ارتباط خود با بیجار آن لاین، در هنگام ارسال پیام این نکات را در نظر داشته باشید:
1.ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.
2.از تایپ جملات فارسی با حروف انگلیسی خودداری کنید.
3.از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری کنید.
4دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
نام شما :* ایمیل :*

کد امنیتی :* عکس خوانده نمی شود


پنل کاربری

نظرسنجی

شهدای شهرستان

» شهید:تقی آقا حسینی
» تولد:1342/10/09
» شهادت:1363/03/16
» محل شهادت:دیواندره

کد رهگیری درخواست ها

در حال ساخت

تبلیغات

نماد اعتماد

logo-samandehi
تعداد نظرات :17 نظر
تعداد اعضای سایت : 11 نفر
کل بازدید ها : 653 عدد
تعداد کل مطالب : 816 مورد