آخرین خبرها

  کد مطلب:1075
 573بازدید
 0

امیرنظام گروسی در حکومت کرمان

در سال ۱۳۱۷ ه ق حسنعلی خان به سمت والگری کرمان منصوب شد و به جای غلامرضا خان شهاب الملک آصف الدوله پسر حسین خان نظام الدوله شاهسون اینانلو که با خشکسالی مواجه شده و مردم به او معترض شده بودند فرستاده شد

[…]

در سال ۱۳۱۷ ه ق حسنعلی خان به سمت والگری کرمان منصوب شد و به جای غلامرضا خان شهاب الملک آصف الدوله پسر حسین خان نظام الدوله شاهسون اینانلو که با خشکسالی مواجه شده و مردم به او معترض شده بودند فرستاده شد روز جمعه هفدهم ربیع الثانی برابر با بیست و ششم اوت ۱۸۹۹ میلادی وارد کرمان شد، گویا به توصیه عین الدوله، سلطان عبدالمجید میرزا که در آذربایجان خصومتی با وی داشته است انجام گرفته و در حکم تبعید بوده است. به همراه حسنعلی خان علی قلی خان به نیابت حکومت، عدل السلطنه به ریاست قشون، میرزا عبدالرحیم خان کرمانی وزارت، و میرزا محمد خان مديرالملک به کلانتری، به آن جا روانه شدند.

نخستین اقدام امیر نظام در کرمان تدابیری بود که در مورد قحط و غلا اندیشید وی در نامه ای چنین نوشته است:

در بهار امسال غله خرواری بیست تومان و بیست و دو تومان رسید و بر اثر خورد - هزار خروار غله و حمل به شهر قیمت را به دوازده تومان تنزل دادم.»

... جناب امیر نظام تشریف ورود به مقر ایالت کرمان و بلوچستان ارزانی فرمود، زینت بخش مسند فرمانروایی گردید، از ابتدای ورود به این مملکت کرمان از بذل زر و سیم و بخشش و عطا وجود و سخا و نوازش قاطبه رعایا و انعام فضلا و احترام علما نکته فرو گذار نفرموده در مراتب سخاوت حاتم عهد خویش و در مراتب عدل و داد ناسخ عدالت انوشیروان بود. از این مقدم مبارک ، کرمان بهشت عنبر سرشت شد و از توجهات كاملة فرمانروای این زمان قاطبه اهالی دار الامان در مهد امن و امان بودند و شب و روز به سوله از نظر سرحدات و ایلات در خاک کرمان اموال کرمان به حساب و امور کشورداری تماماند تا جایی که احدی را دعای وجود مسعود چنین حکمران رنوف عطوف مقتدری مشغوله با نظر به این که شهر کرمان در اواخر حکو مت آصف الدوله از نظر سے نهایت بی نظمی و اغتشاش بود و هر روز اشرار و سارقین ایلات در خاکی مردم را به غارت می بردند، به محض اینکه اخبار تفویض حکومت کرمان امیر نظام شایع شد و نظر به سابقه درخشان وی در سیاست و امور کشو ممالک داخله و خارجه را احاطه کرده بود، تمام اشرار ساکت شدند تا جایی قدرت و جرأت این که دست تمرد از آستین عصیان بیرون آورد نماند اسناد نفیسی در پایان نسخه ب خود چنین می نویسد:

الحق ایالت دارالامان موروئی امیر نظام است و کرمان را تاکنون حکمرانی او مهربانی نیامده است. بر طرف کننده هر بدعت مذموحه و گستراننده بساط عدي حبر و تعدی در این عهد و زمان یکسی وارد نیامده، الحاصل را قم أوراق، لایق این که بزرگی و قدر و جلالت و شأن و شوکت جناب امیر نظام را عرض کند نیست ..

از آن جایی که امیر نظام دچار ضعف پیری شده بود و تعیین داشت که در کرمان - جان آفرین تسلیم خواهد کرد، بنابراین مقبره ای برای مدفن خود در ماهان در یا نعمت الله ولی بنا کرد و معین نمود که مزرعه ای در رفسنجان خریداری کرده که مولا علی (ع) است و متولی آن نیز والی وقت می باشد که از پول حاصل از فروش محصولات بسته فردی را برای قرائت قرآن بکار گیرند که از زائرین قبر وی پذیرائی

جالب است که امیر نظام در همان روزهای آخر عمر خود به یکی از دوستان، شاید بی مراد خویش می نویسد:

را تاکنون حکمرانی به این رأفت راننده بساط عدالت، معلق و اوراق، لایق این که صفات چون اعتقادم اینست که مدفن من کرمان خواهد بود، وصیت کرده ام که مرا در بقعه متبرکه شاه نعمت الله ولی دفن نمایند و برای مصارف لازمه مقبره، ملکی ابتیاع نموده ام سه سالی بقدر سیصد تومان بهره اوست. برای مصارف بقعه شریفه مرحومان غفان )

حاجی عبد الوهاب و حاجی محمدشاه حسین رضوان الله عليهما بنجاه تومان از آن را به اسم متولی آن بقعه متبرکه - هر که باشد قرار داده ام که سال آینده خواهد رسید

ملکی که امیر نظام در رفسنجان خریداری کرده بود موسوم به قدرت آباد است و این روزها بایر شده و عایدانی ندارد. بقعه حاجی عبدالوهاب همان بقعه پیر نائین جا خاندان پیرنیا مشیرالدوله است. سرانجام در تاریخ پنجم ماه رمضان سال ۱۳۱۷ هجری قمری (یک روز پس از ساخت بفعه خود) امیر نظام در سن ۸۱ سالگی در شهر کرمان ندای حق را لبیک اجابت نمود و جان به یگانه یزدان هستی تسلیم کرد. روز بعد از فوت، جنازه آن بزرگوار را با نهایت احترام و حلال از کرمان به ماهان منتقل کرده و در همان محل که برای مدفن خویش مقرر کرده بود دفن گردید

در قسمتی از وصیت نامه امیر نظام آمده است

.... ۳ قاری در آنجا مقبره امیر نظام) تلاوت قرآن کنند و با چای و قهوه و قلیان از زائرین پذیرائی شود.» در قسمت دیگری از وصیت نامه آمده است

بهترین دوست من آنست که اگر انشاء اله مردم و عذاب را سبک کردم این رباعی را بر سنگ قبرم بنویسد»

ای آنکه به رنج و بینوایی مرده      در حالت وصل از جدایی مرده

با این همه آب تشنه لب رفته به خاک       اندر سرگنج از گدایی مرده

در سال ۱۳۳۶ ه ش برابر با ۱۹۷۵ میلادی بنا به دستور احمد علی خان بنی آدم استاندار وقت سنگ قبری برای مزار امیر نظام ساختند و این شعر را بدان حک کردند. 

« به خواب تا ابد آسودهای امیر نظام     که کس بسان تو نگرفت از دو گیتی کام

به صبح زندگی ات جای بود اگر بر شاه              به شام مرگ گرفتی کنار شاه آرام »

----

امیر نظام سه ماه قبل از فوت خود در طی یادداشتی که به خط یکی از مسنشیان او باقی است و در آخر آن چند سطری نیز به خط خود نوشته و مهر نموده، شرح قضایای برگرداندن به مقام سابق دیوانی خود توسط امیرکبیر را بیان کرده که اصل این یادداشت در مصرف آقای سلطان محمود و بعد مسعود کبودوند پسر مرحوم عبدالحسین میرزا بوده است، که در حال حاضر در دست ایرج کبودوند پسر سلطان مسعود می باشد شعری که درباره کرمان به او منسوب کرده اند چنین است:

طمع کرده بودم که کرمان خورم       به ناگاه کرمان بخوردند سرم







برچسب ها :  حسنعلی خان, تومان, الدوله, امیرنظام, امیرنظام گروسی, درباره امیر نظام
دسته بندی :   بیجار / امیرنظام گروسی
آدرس لینک کوتاه:  http://bijaronline.com/?newsid=1075
داغ ترین مطالب
دیدگاه کاربران کل نظرات :0
ارسال دیدگاه
 بیجار آنلاین
لطفا جهت تسهیل ارتباط خود با بیجار آن لاین، در هنگام ارسال پیام این نکات را در نظر داشته باشید:
1.ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.
2.از تایپ جملات فارسی با حروف انگلیسی خودداری کنید.
3.از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری کنید.
عکس خوانده نمی شود