آخرین خبرها

  کد مطلب:326
 713بازدید
 0

امیرنظام و مراسم عید نوروز در فرانسه

امیرنظام اسب هایی از نژاد عرب به امپراور و سرداران بزرگ هدیه می داد و هر ماه یک الی دو مرتبه با لباس های ایرانی و سواره در پاریس گردش می کرد. یکی از آداب امیرنظام این بود که همه ساله در عید نوروز  در سالن سفارت می نشست و در مقابل خود یک سینی نقره پر از شاهی و اشرافی سکه.....

[…]

امیرنظام اسب هایی از نژاد عرب به امپراور و سرداران بزرگ هدیه می داد و هر ماه یک الی دو مرتبه با لباس های ایرانی و سواره در پاریس گردش می کرد. یکی از آداب امیرنظام این بود که همه ساله در عید نوروز  در سالن سفارت می نشست و در مقابل خود یک سینی نقره پر از شاهی و اشرافی سکه ی ایران روی میز قرار می داد که به نام دولت شاهنشاهی ایران به اشخاص بزرگ نظامی و سیاسی و کسانی که از طرف دولت و ملت فرانسه برای تبریک آمده بودند عیدی میداد.

طریقه عیدی دادن حسنعلی خان چنین بود: نظر آقا ( مترجم) در یک سینی طلا با ظرف بلوری که در آن اشرافی قرار داده شده بود در حالی که در جلو او حاج محسن خان مستشار بود وارد سالن می شد و جناب حسنعلی خان از جابرخاسته و چنین می فرمود:((از طرف اعلیحضرت متبوع و مفخم خود شاهنشاه ایران بر حسب عادت دو هزار و پانصد ساله این اشرفی را به شما عیدی می دهم )) و سپس حاج محسن خان حرف های امیرنظام را ترجمه کرده و نظر آقا سینی طلایی را مقابل وی گرفته و تازه وارد تقدیم می کرد.

افسرمعروف فرانسه روزی کان ربر از طرف ناپلئون سوم برای تبریک عید نوروز به سفارت ایران آمده و با تشریفاتی که در بالا ذکر کردم سه سکه اشرفی به عنوان عیدی به مهمان داده شد. کان ربر بعد از ترک سفارت ایران نامه ای بدین مضمون به وزیر مختار فرستاد:

جناب سفیر ایران یک مارشال فرانسوی که دارای مقام بزرگی است پول طلا عیدی قبول نمی کند وزیر مختار از رفتار مارشال آزرده گشته و از نظر آقا ذواست تا نامه ای به وزارت خارج فرانسه تا آنان را از رفتن امیرنظام به وزارت خارجه آگاه ساخته و اجازه شرفیابی بگیرد.امپراطور قبول کرده آنها را به حضور پذیرفت و گفت:ژنرال کان ربر کفتند امروز عید ایرانیان است و ما او را برای تبریک از طرف خود و دولت فرانسه به سفارت مأمور نمویم مگر اتفاقی در ایران افتاده و شما مأمور ملاقات ما نموده اند

خیراز دربار ایران خبری نرسیده است اینجا به من و شاهنشاه ایران بی احترامی شده است مه من نمی توانم در این پایتخت بمانم و برای عرض مرخصی آمده ام و نامه مارشال را به امپراطور ،ناپلئون خندید و گفت:ژنران کان ربر یک کهنه سرباز است و از نزاکت دیپلماسی بی اطلاع، ساعتی نخواهد گذشت که به منظور رضایت خاطر شما حاضر خواهد گشت و پولهای عیدی طلا را به منت قبول خواهد نمود امپراطور فرانسه با پرنس امپریال به سفارت ایران خواهد آمد و اخذ عیدی خواهد نمود، منتظر حضور ما در سالن خود باشید بعد از بازگشت حسنعلی خان به سفارت گفته های امپراطور عملی گشته و کان ربر وارد سالن شد و این بار حسنعلی خان بدون انجام تشریفات لازم عیدی آنها را بازگرداند. در غروب آن روز امپراطور به همراه پرتس امپریال وارد سفارت ایران شدند و امیرنظام با اتباع سفارت به استقبال آنان رفت در مراسم پذیرایی از امپراطور چیزی که به نظر وی عجیب آمد این بود که یک بشقاب پشمک و یک بشقاب باقلوا بود که وی پشمک را به موی مقدس تشبیه کرده بود و در مقابل تعارف حسنعلی خان به خوردن پشمک آن را ابرازنمود. حسنعلی خان در توضیح این مطلب بیان کردند که این شیرینی فقط در ایران ساخته می شود و به دلیل مرطوب بودن هوا آن را زوز به روز تهیه می کنند که امپراطور پس از صرف پشمک و باقلوا از حسنعلی خان خواستند که برای آنان نیز تهیه کند که فردای آن روز شیرینی ها توسط حاج محسن خان مستشار سفارت به حضور علیا حضرت امپراتریس فرستاده شد. در همین ایام حسنعلی خان نامه ای از طرف ناصرالدین شاه دریافت کرد که از او خواسته بود که به طور نمونه از تمام لباس های نظامی فرانسه یک دست به ایران ارسال دارند تا همانند آن برای ارتش ایران تخیه گردد. زمانی که سفیر ایران این مسأله را برای ناپلئون  سوم فرانسه عنوان کرد. امپراطور در جواب چنین گفت: از طرف من به اعیحضرت پادشاه ایران بنویسید که البسه هر مملکتی را آب و هوی ان مملکت ایجاد نماید. لباسهای تنگ برای ممالک سرد سیر ایجاد گشته و برای ممالک گرمسیر همان لباس های فراخ لازم است.باید همت بر صحت اسلحه و تنظیم نظام گماشت

حسنعلی خان در ایام توقف در پاریس علاوه بر ادای تکالیف رسمی خود اوقات به دیدن کارخانجات و مدارس و مریض خانه ها و سرباز خانه ها و... می رفت و در جزئیات آنها تحقیق کلی به عمل می آورد و در هر سفری که به انگلستان،بلژیک،ایتالیا،می رفت سعی بر تحصیل اطلاعات داشت. ئی هفت سال را به همین منوال گذراند و در اواخر سال 1283 هجری قمری به کشور بازگشت و جزو وزرای دارالشوری کبری گردید

چنانکه از نامه ی وی بر می آید، و از این مأموریت خسته شده، هرچه زودتر خواستار بازگشت به ایران بود و در تاریخ بیستم ربیع الاول 1279 چنین نوشته است:((به جهات عدیده از اقامت پاریس به تنگ آمده و حکم احضار خود را فوز عظیم و سعادت بزرگی می دانم و هر قدر ممکن شود یک ساعت رودتر مرجعت خواهم کرد.از یک طرف بی مقدمه حکم احضار صادر گردیده و جناب ناصرالملک را از روی تعجیل مأمور فرموده اند و از طرفی 6 ماه از سال میگذرد و مخارجی نرسیده است)).







برچسب ها :  ایران, حسنعلی خان, امپراطور, فرانسه, امیرنظام گروس, پاریس, گروس, کروسی, امیرنظام, بیجار, بیجار گروس, بیجارسیتی, بیجار آنلاین, شهرستان بیجار, زندگی نام امیرنظام گروسی
دسته بندی :   بیجار / امیرنظام گروسی
آدرس لینک کوتاه:  http://bijaronline.com/?newsid=326
داغ ترین مطالب
دیدگاه کاربران کل نظرات :0
ارسال دیدگاه
 بیجار آنلاین
لطفا جهت تسهیل ارتباط خود با بیجار آن لاین، در هنگام ارسال پیام این نکات را در نظر داشته باشید:
1.ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.
2.از تایپ جملات فارسی با حروف انگلیسی خودداری کنید.
3.از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری کنید.
عکس خوانده نمی شود